Powered By
mahdiblog.COM

...قَدْ لَبِسَ لِلْحِکْمَةِ جُنَّتَهَا، وَأَخَذَهَا بِجَمِیعِ أَدَبِهَا، مِنَ الاِْقْبَالِ عَلَیهَا، وَالْمَعْرِفِةِ بهَا، وَالتَّفَرُّغِ لَهَا، فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِی یَطْلُبُهَا، وَحَاجَتُهُ الَّتِی یَسْأَلُ عَنْهَا، فَهُوُ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الاِْسْلاَمُ، وَضَرَبَ بِعَسِیبِ ذَنَبِهِ، وَأَلْصَقَ الاَْرْضَ بِجِرَانِهِ، بَقِیَّةٌ مِنْ بَقَایَا حُجَّتِهِ، خَلِیفَةٌ مِنْ خَلاَئِفِ أَنْبِیَائِهِ.

ترجمه :

زره‏ «دانش‏» را بر تن پوشانده، و با تمامى آداب، با توجه و معرفت و آمادگى، آنرا فراگرفته. حکمت گمشده او است که همواره در جستجوى آن است، و نیاز او است که در طلبش پرس و جو دارد. به هنگامى که اسلام غروب میکند و همچون شترى که از راه رفتن، مانده بر زمین قرار مى‏گیرد و سینه‏اش را به آن مى‏چسباند او پنهان خواهد شد (تا زمانى که فرمان‏الهى براى قیامش فرا رسد) او باقى مانده‏اى است از حجتهاى خدا و خلیفه و جانشینى است از جانشینان پیامبران!

توضیح:

ابن ابی الحدید پیرامون این فراز از سخنان امیرمومنان(ع) نوشته‏است :

این گفتار را هر گروهی بر اساس عقیده خود تفسیر کرده‏اند. شیعه امامیه گمان کرده‏اند که منظور از این شخصیت مهدی منتظر می‏باشد.

آنگاه به ایراد نظر اهل تسنن و فلاسفه و دیگر همفکران خود پیرامون این فراز از سخن امام پرداخته و می‏گوید : به نظر من بعید نیست که مراد از این شخصیت، قائم آل محمد در آخر وقت باشد، هنگامی که خداوند او را به وجود آورد، هر چند که الان موجود نیست؛ زیرا در این کلام دلیلی بر وجود او نباشد؛ و اتفاق همه فرق اسلامی بر این است که (عمر) دنیا و تکلیف مردم جز با ظهور و قیام او پایان نخواهد یافت. (1)

اکنون توجه به این نکته لازم است که ابن ابی الحدید نخست برداشت شیعه از کلام امیر را با تردید نقل کرده، لیکن چون بر گفته‏های اصحاب خود دلیل قانع کننده‏ای نیافته ناگزیر تن به عقیده شیعه داده است، اما درباره ولادت و حیات حضرت (عج) تشکیک نموده و می‏گوید : «در این کلام چیزی که در حال حاضر دلیل بر وجود او باشد به نظر نمی رسد.» بدیهی است که این سخن از شخصی مانند ابی الحدید با مقام فضلی که داشته جز به انکار حقایق و مخالفت از روی تعصب با شیعه به چیز دیگری تفسیر نمی‏شود.

(1) شرح نهج‏البلاغه ج 10، ص 96


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی 1389

...فَقَدْ طَلَعَ طَالِعٌ، وَلَمَعَ لاَ مِعٌ، وَلاَحَ لاَئِحٌ، وَاعْتَدَلَ مَائِلٌ، وَاسْتَبْدَلَ اللهُ بِقَوْم قَوْماً، وَبِیَوم یَوْماً، وَانْتَظَرْنَا الْغِیَرَ انْتِظَارَ الْـمُجْدِبِ الْمَطَرَ.

 

وَإِنَّمَا الاَئِمَّةُ قُوَّامُ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَعُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ، لاَ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَهُمْ وَعَرَفُوهُ، وَلاَ یَدْخُلُ النَّارَ إِلاَّ منْ أَنْکَرَهُمْ وَأَنْکَرُوهُ.

ترجمه:

طلوع کننده‏اى طالع شد، درخشنده‏اى درخشید، و آشکار شونده‏اى آشکار گردید، آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست‏ بازگشت. خداوند گروهى را به‏گروهى تبدیل، و روزى را در مقابل روزى قرار داد. ما همانند کسانى که در خشکسالى منتظر بارانند در انتظار دگرگونى بودیم.

پیشوایان، مدبران الهى بر مردمند و رؤساى بندگان اویند هیچکس جز کسى که آنها را بشناسد [1] و آن‏ها نیز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد. و جز کسى‏که آنان را انکار کند و آنان هم او را انکار کنند وارد دوزخ نگردد.

 

توضیح:

[1] ناگفته پیداست که مقصود این سخن - که شرط رفتن به بهشت را شناخت امامان و مایه رفتن به جهنم را نشناختن امامان (ع) و انکار آنان اعلام نموده – شناختن و نشناختن امامان دروغین و پیشوایان ظلم و گمراهی نیست.

بلکه هدف اصلی از این وظیفه بزرگ اسلامی، شناختن امام (عج) است با ویژگی‏های علمی و سیره اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، و دیگر شئون شخصی و امامتی، و اعتراف عقیدتی و عملی به مقام ولایت او. و مقصود از شناخت ایشان ، شناختن به عنوان شیعه و در خط پیروری آن حضرت بودن است؛ و این همان معرفت و شناسایی است که مایه رفتن به بهشت و رهایی از جهنم می‏باشد.

آری او هم اکنون در هر کجا هست به وظیفه قائمیت بر خلق خدا مشغول، و به گفته محقق طوسی علیه الرحمه : وجوده لطف، و تصرفه لطف آخر، و عدمه منا. اصل وجودش لطف است، و دخالتش در امور لطفی دیگر، و عدم تصرف یا غیبتش از ناحیه ماست (1)

(1) به «شرح تجرید» علامه و «شرح تجرید» قوشجی مراجعه شود


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم دی 1389

یَاقَوْمِ، هذَا إِبَّانُ وُرُودِ کُلِّ مَوْعُود، وَدُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لاَ تَعْرِفُونَ، أَلاَ وَإِنَّ مَنْ أَدْرَکَهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاج مُنِیر، وَیَحْذُوفِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِینَ، لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً، وَیُعْتِقَ رِقّاً، وَیَصْدَعَ شَعْباً، وَیَشْعَبَ صَدْعاً، فِی سُتْرَة عَنِ النَّاسِ لاَ یُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَلَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ.

ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِیلِ أَبْصَارُهُمْ، وَیُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهمْ، وَیُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ

ترجمه :

از خطبه‏هاى امام(ع) که در آن از حوادث آینده پیشگوئى کرده و گروهى از اهل ضلال را توصیف‏ مى‏کند.

اى جمعیت!اکنون هنگام رسیدن آن فتنه‏هائى است که به شما وعده داده شده ‏و نزدیکى طلوع آنچه بر شما مجهول و مبهم است [1]، بدانید آن کس از ما (مهدى موعود) که آن فتنه‏ها را دریابد با چراغى روشن‏گر در آن گام مى‏نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و ائمه(ع)) رفتار میکند [2] تا گره‏ها را بگشاید، بردگان و ملتهاى اسیر را آزاد سازد، جمعیت‏هاى گمراه و ستمگر را پراکنده و حقجویان پراکنده را گرد هم آورد. و این رهبر(سالها بلکه قرن‏ها) در پنهانى از مردم به سرمی‏برد آن چنان که دیگران اثر قدمش را نبینند گر چه بسیار در یافتن اثرش جستجو کنند.

سپس گروهى براى درهم کوبیدن فتنه‏ها مهیا مى‏گردند هم چون مهیا شدن شمشیر به دست آهنگر! چشم اینان با قرآن روشنى مى‏گیرد، و معانى آیاتش به گوش آنان افکنده ‏مى‏شود و شامگاهان و صبح‏گاهان از جام حکمت و معارف الهى سیراب میگردند .

توضیح‏:

[1] و دنو من طلعه ما لا تعرفون: کنایه از پیش آمدهای مهم و رویدادهای بی سابقه از قبیل «دابه الارض» (سوره نمل آیه 82 که به موجب تفسیر اکثر مفرسان مقصود از دابه الارض موجودی است که از طرف خدا برگزیده شده و با علامتی مخصوص مومن و کافر را از هم جدا و مشخص می کند) ، دجال، فتنه ها و کارهای خارق العاده و وهم انگیز او، ظهور سفیانی و کشتار بیش از حد مردم است.

[2] الا و من ادرکها منا: «ابن ابى الحدید»مى‏گوید: مراد امام(ع) از این جمله‏ «مهدى‏» آل محمد(ص) است، و صفات بعد از این جمله مربوط به او است.

گرچه نویسنده مزبور در تفسیر جمله‏ «فى سترة عن الناس‏: از مردم پنهان‏است» مى‏گوید: «این نمى‏تواند براى شیعه دلیل باشد که او از نظرها پنهان است ‏زیرا ممکن است‏ خداوند «مهدى‏» را در آخر الزمان خلق کند، و مدتى پنهان ‏باشد» اما اگر انصاف مى‏داد به خوبى درمى‏یافت که امام(ع) با جملات خود به صفاتى اشاره مى‏کند که شیعه همه را از خواص فرزند «امام حسن عسکرى‏»(ع)مى‏داند زیرا غیبت، و جمع کردن مؤمنان پراکنده، و پراکنده ساختن‏گمراهان متحد، را ما تنها از صفات مهدى(عج)مى‏دانیم. و همو است که جستجوگران هر چند هم ماهر باشند وى را پیدا نخواهند کرد، و همو است که قرآن بینش‏ خاصى به یارانش مى‏بخشد که در روایات آمده، عقل هر کدام به اندازه چهل تن‏ مى‏شود و هر صبح و شام از چشمه علوم و حکمت او سیراب مى‏شوند!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آذر 1389

سال‌هاست که بر کرانه‌ی این برکه منتظر ایستاده‌ایم؛
خشکیده چشم و متلاطم دل؛... امیر من کجاست؟
من کی بیعت می‌کنم؟

سلام؛ رفقا عید(ها)تون مبارک! یه هدیه ناقابل واسه عید غدیر.

برای مشاهده تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید

برای مشاهده تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389

یَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى، وَیَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْیِ.

حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلَى سَاق، بَادِیاً نَوَاجِذُهَا، ممْلُوءَةً أَخْلاَفُهَا، حُلْواً رَضَاعُهَا، عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا.

أَلاَ وَفِی غَد ـ وَسَیَأْتِی غَدٌ بِمَا لاَ تَعْرِفُونَ ـ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِىءِ أَعْمَالِهَا، وَتُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا، وَتُلْقی إِلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا، فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَة

کأَنَّی بِهِ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ، وَفَحَصَ بِرَایَاتِهِ فِی ضَوَاحِی کُوفَانَ، فَعَطَفَ عَلَیْهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ، وَفَرَشَ الاَْرْضَ بِالرُّؤُوسِ، قَدْ فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ، وَثَقُلَتْ فِی الاَْرْضِ وَطْأَتُهُ، بَعِیدَ الْجَوْلَةِ، عَظِیمَ الصَّوْلَةِ.

وَاللهِ لِیُشَرِّدَنَّکُمْ فِی أَطْرَافِ الاَْرْضِ حَتَّى لاَ یَبْقَى مِنْکُمْ إِلاِّ قَلَیلٌ، کَالْکُحْلِ فِی الْعَیْنِ، فَلاَ تَزَالُونَ کَذلِکَ، حَتَّى تَؤُوبَ إِلَى الْعَرَبِ عَوَازِبُ أَحْلاَمِهَا! فَالْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ، وَالاْثَارَ الْبَیِّنَةَ، وَالْعَهْدَ الْقَرِیبَ الَّذِی عَلَیْهِ بَاقِی النُّبُوَّةِ. وَاعْلَمُوا أَنَّ الشَّیْطَانَ إِنَّمَا یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ لِتَتَّبِعُوا عَقِبَهُ.

ترجمه :

«او» خواسته‏ها را تحت الشعاع هدایت الهى قرار می‏دهد، هنگامیکه مردم هدایت را تحت الشعاع خواسته‏هاى خویش قرار دهند، و آن هنگام که مردم قرآن را به راى وخواسته‏هاى خود تفسیر کنند، او آراء و نظرات را از قرآن می‏گیرد و تابع آن می‏سازد.

[1] قسمت دیگرى از این خطبه‏ :

جنگ همچون شیرى خشمگین که دندانهایش آشکار شده به شما روى آورد،پستانهایش پر از شیر است،نوشیدنش شیرین و سرانجامش تلخ،آگاه باشید فردا-فردائى که‏مرکز حوادث است...کسى بر شما حکومت‏خواهد کرد که از غیر خاندان حکومتها است،او عمال و رؤساى حکومتهارا بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد،زمین میوه‏هاى دلش(طلا و نقره‏ها و معادنش)را براى‏او خارج خواهد ساخت،کلیدهایش را تسلیم وى خواهد نمود،آن وقت عدالت گسترى‏و روش پیامبر در عدالت را به شما نشان خواهد داد،و کتاب و سنت که پیش از او مرده‏اند زنده‏خواهد ساخت.

[2] قسمت دیگر از این خطبه :

گویا او را مى‏بینم که ندا را از شام بلند کند،پرچمهایش را در اطراف کوفه باهتزازدر آورد،و همانند شتران خشمگین بسوى آن رو مى‏آورد،زمین را با سرها فرش مى‏کند،دهانش باز، گام‏هایش سنگین،جولان او وسیع و صولت او عظیم است،به خدا سوگندشما را در اطراف زمین پراکنده سازد تا آنجا که جز تعداد کمى.از شما،همچون بقایاسرمه در چشم،باقى نماند، این وضع همچنان ادامه دارد تا آنگاه که عقل و فکر از دست‏رفته عرب باز گردد،پس باید همچنان ملازم سنن جاودانه اسلام و آثار آشکار و اطلاعات گذشته‏نزدیکى که میراث نبوت بر آن قرار دارد،باشید. آگاه باشید شیطان راههاى خویش برایتان آسان جلوه مى‏دهد تا از او پیروى کنید.

 توضیح‏:

قسمت اول ‏باتفاق همه شارحان نهج البلاغه اشاره به قیام حضرت مهدى علیه السلام‏است که پس از ویران شدن جاده‏هاى هدایت‏بار دیگر آنها را آباد مى‏سازد،و پس از فاصله گرفتن از قرآن و دادن حکومت‏به آراء اشخاص دستورات قرآن‏را زنده مى‏کند.

مى‏دانیم مسئله انتظار ظهور یک مصلح مورد توافق تمام مردم جهان است‏که بیاید و جهان درهم ریخته را اصلاح کند،ادیان و مذاهب نیز منتظر یک مصلح‏هستند با این تفاوت که هر کدام از ادیان این مصلح را از خویش مى‏دانند.

[1] حتی تقوم الحرب بکم : همانطور که دیده‏ایم و می‏بینیم، در آغاز جنگ، نوعاً غنائم جنگی و موفقیت‏هائی نصیب جنگجویان می‏شود و پیروزی به ذائقه آنان شیرین می‏آید، اما پایانِ شومِ جنگ، کشتار و ویرانی و انواع بدبختی‏ها است که کام جنگ افروزان و ملل جنگ زده را تلخ می‏کند.

[2]کانى قد نعق بالشام‏ : عده‏اى از شارحان نهج البلاغه این پیشگوئى را مربوط به‏«عبد الملک مروان‏»مى‏دانند که از شام قیام کرد و در حملات خود به‏ «عراق‏»و سائر نقاط افراد زیادى ‏را به ناحق کشت.

ولى مرحوم علامه مجلسى آن را مربوط به‏ «خروج سفیانى‏» مى‏داند که ‏مقارن قیام حضرت مهدى(عج) در شام ظهور خواهد کرد و سرانجام بدست مهدى(عج) از بین مى‏رود.

(شرح نهج البلاغه خوئى جلد 8 صفحه‏359)

و با توجه به اینکه آغاز خطبه اشاره به قیام مهدى است تفسیر این قسمت اخیر به خروج سفیانى مناسبتر به نظر مى‏رسد.


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه چهارم آذر 1389
درباره وبلاگ

فرمایشات و پیشگویی های حضرت امیر در باب آخر الزمان